تبلیغات
خدا زمین را مدور آفرید تا به انسان بگوید همان لحظه ای که تصور می کنی به آخر دنیا رسیده ای درست در نقطه آغاز هستی. - پرواز در سکوت را...
خدا زمین را مدور آفرید تا به انسان بگوید همان لحظه ای که تصور می کنی به آخر دنیا رسیده ای درست در نقطه آغاز هستی.
پرواز در سکوت را...

خدایا بارالها

دیگر نمی خواهم در زمین خاکیت پا بگذارم.
دیگر نمی خواهم در این عرصه گام بردارم.
می خواهم پرواز کنم.
آری!پرواز!
پرواز در آسمان!
پروازی به سوی تو!تا ملکوت...
خدایا خسته ام!
خدایا خسته ام از این مردمان!
دیگر گوش شنوایی نیست که
گوش جان به حرف های ناگفته ام بسپارد.
دیگر هم دمی نیست که غمخوار روزهای تنهاییم باشد.
خدایا این چه روزگاری است!!
که آدمیانش بدون ارتکاب جرم مجازات می شوند.
که به خاطر گناه ناکرده خرد میشوند و می شکنند.
این چه دنیایی است که هیچ کس خود نیست!
که همه نقاب و صورتک های زیبا به چهره دارند
و وای به آن روز که این نقاب ها کنار بروند!
این چه دنیایی است که احساس و دل آدم ها دیگر ارزش ندارد
و چیزهایی که وقتی مانند طلا ناب و با ارزش بودند
دیگر حتی کوچک ترین ارزشی ندارند!
خدایا!بارالها!
به من پر پرواز عطا فرما...
پر پرواز!دو بال می خواهم برای پرواز...
خدایا دیگر طاقت ماندن ندارم
نمی خواهم بمانم و شاهد این همه سیاهی باشم...
خدایا دو بال می خواهم که توان پرگشودنشان عشق تو باشد
عشقی الهی و آسمانی...
خدایا پرواز کردن را به من بیاموز...
چگونگی پرواز در اوج...
می خواهم روحم را به پرواز در آورم
و جسم سنگینم را در این وادی جای بگذارم...
خدایا از تو آرامشی می خواهم
با آن دوبال همچون فرشته ای کوچک در هوای تو پرواز کنم...
می خواهم همدم سکوت و تنهایی باشم و دیگر دم بر نیاورم
دیگر نمی خواهم گله کنم از این دنیا از این مردمان
دیگر گله ای ندارم...
می خواهم پرواز کنم...
پروازی همراه با آرامش و سکوت تا عرش کبریایت...
می خواهم از زمین خاکیت به عرش برسم
با عشق تو...با کمک تو...
خدایا! عشق زمینیت را نمی خواهم...
خدایا چیزهای فانی را نمی خواهم...
خدایا من ابدیت را می خواهم...
من عشق تو را می خواهم...
خدایا!درهای دلم را بر روی همه امور دنیوی بسته ام...
دیگر دل بستگی به این زمین خاکی ندارم
می خواهم پرواز کنم به سوی ملکوت...
با عشقی که تو به من ارزانی داشتی...
عشقی مقدس که هیچگاه نابود نمی شود...
و همیشگی و پایدار است و با وزش نسیمی محو نمی گردد
زیرا سرچشمه آن تویی...
خدایا دیگر سخن نمی گویم سکوت می کنم سکوت...
و دم بر نمی آورم تا نظری بر من افکنی
و بال های مرا با عشقت توان پرواز بخشی تا پرواز کنم.
پروازی در سکوت به سوی تو ای معبودم...
پروردگارم: پذیرای من باش و آنچه را می خواهم به من عطا کن...
من پروازی را می خواهم که مقصدش تو باشی.
پرواز در سکوت را...






این مطلب توسط بادل  روز سه شنبه 8 آذر 1390 در ساعت 03:41 ب.ظ نوشته شد | نظرات()